دسته
برندگان دومین رقابت وبلاگ نویسان تبیانی
لينكدوني
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 292786
تعداد نوشته ها : 773
تعداد نظرات : 134
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان

** مقدمه **

 

گاهی وقت ها توجه انسان فقط محدود به چهاردیواری اطراف خودش است و پدیده ها را بر اساس آنچه در اطراف خود می بیند٬ تحلیل می کند.

اغلب ما دانشجوها هم به همین مساله گرفتاریم و همه چیز را تنها در محدوده فضای دانشگاهی و آکادمیک بررسی می کنیم.

 

خدا قسمت مان کرد و نوروز امسال با گروه جهادی جوادالائمه (ع) دانشگاه یزد به مناطق محروم قلعه گنج در جنوب استان کرمان رفتیم.

محرومیت مردم آن منطقه واقعا ملموس است٬ به گونه ای که بعضی جاها نه آب هست و نه حمام و ...

روستای محل کار ما٬ (که اسلام آباد نام داشت) از مناطق کپرنشین بود و کار ما ساختن سرویس های بهداشتی بود. پیرمردی با صفا که حدودا ۷۰ سالش بود٬ دهیار آنجا بود و از ابتدای کار در کنار ما حاضر می شد و کمک می کرد.

پیرمرد خیلی خوش صحبت بود و از همه چیز برایمان تعریف می کرد. بر حسب کنجکاوی و اطلاع از وضعیت اگاهی پیرمرد و مردم منطقه بحث را سیاسی کردم و از پیرمرد پرسیدم: « حاجی! مثل اینکه دولت هم کاری به کار شما نداره ها! به وضع شما که نمی رسه٬ دولت خوبی نیست ؟ درسته؟ »

پیرمرد بلافاصله محکم و با قاطعیت گفت: « دولت خیلی هم خوبه٬ما آقای احمدی نژاد را خیلی دوست داریم!  »

گفتم: « چون قراره براتون خونه بسازه و برنج و روغن بهتون بده؟ »

دوباره محکم گفت: « نه! ما از دولت هیچ چیز نخواستیم و هیچ چیز هم نمی خوایم! »

گفتم: « پس چرا می گین دولت خوبه؟ مگه چیکار کرده براتون؟ »

گفت: « همین که وقتی آقای احمدی نژاد رییس جمهور ما شدند و آقا گفتند من با این دولت به آرامش رسیدم٬ برای ما کافیه! همین که آقای اخمدی نژاد ارزش های ما رو برگردوند سرجاش ما خدا رو شکر می کنیم. دوره های قبل داشتند دین رو نابود می کردند. ما نه خونه می خوایم از دولت نه کوپن و برنج و ... !!! »

دکتر احمدی نژاد

با این جواب قشنگ و ساده و قاطع پیرمرد در حمایت از احمدی نژاد تا چند دقیقه فقط فکر می کردم و هیچ چیز نمی گفتم. 

با خودم گفتم ما رو باش! تو فضای دانشگاهیم و فکر می کنیم مردم عادی از همه چیز بی خبرند! چه طور می شود پیرمردی در نقطه دورافتاده ای از کشور که نه روزنامه هست و اینترنت٬ تلویزیون درست و حسابی هم وجود نداره و ... تحلیل انقلابی و زیبایی از  وضعیت کشور داشته باشه؟

خدا را شکر که جهت گیری های مکتبی و انقلابی دولت نهم را مردم دورافتاده ترین نقاط کشور هم دریافته اند و ۲۲ خرداد ماه می دانند چه کسی لایق مدیریت کشور است.

=============================

دوشنبه چهارم 3 1388
استانداری یک رنگی خورده بود . دکتر به محضی که وارد شد یک نگاهی کرد و گفت : آقای استاندار رنگ قبلی که خوب بود و تازه ، این هزینه های بیخود را بگذار کنار . استاندار گفت نه خیلی وقت است که رنگ کردیم . دکتر گفت از بوی رنگی که سالن را گرفته معلوم است ...
برداشت اول : دردسرهای مرکزنشینی ، یک برای خود صد برای مردم
قرار شد برای بهینه سازی دور دوم سفرهای استانی در کنار سفر دولت به سفر استانی برویم . قرار بود دولت برای دومین باربه یکی از استان های جنوبی کشور سفر نماید . با هزار بدبختی بلیط تهیه کردیم و قرار شد با پرواز ساعت 7 شب به سمت آنجا حرکت کنیم .
تهران با بارش برف مواجه بود و هوا خیلی سرد . کاموایی پوشیده بودم و یک کاپشن . وقتی رسیدیم فرودگاه از سوز سرما سریع به داخل سالن رفتیم . در داخل هواپیما با یکی از رفقا مواجه شدیم و به هنگام پیاده شدن از هواپیما قرار گذاشتیم مسیر فرودگاه تا محل اسکان را پیاده طی کنیم . وقتی به لباس نازکی که رفیقمان در آن سرما بر تن داشت نگاه کردم ، احساس کردم این بنده خدا یا دارد خودسازی می کند یا که ... نگاه ترحم انگیزناکی بهش می کردم . 
به محض پیاده شدن و طی مسیری کوتاه ، از گرما و شرجی هوا تمام بدنم خیس عرق شده بود . رویم نمی شد بگویم ، گویی رویم شلنگ آب گرم گرفته باشی و به زور بخواهی در سونای خشک یک نفر را به دویدن وادار کنی . توی دلم می گفتم اگر سفر استانی حداقل حسنش این باشد که مدیران نظام بفهمند در کوران برف تهران ،نیاز یک هم میهن دیگرمان بصورت کامل و ماهوی با یک تهرانی متفاوت است و در همان زمانی که مدیران به فکر سرمای تهران هستند ، جایی دیگر ممکن است از گرما عده ای تلف شوند اتفاق بزرگی رخ داده است.
این حداقل و اولین حسن برای یک مدیر مرکزنشین است که می خواهد برای کل کشور و حل مشکلات مردم مناطق مختلف تصمیم بگیرد . گاهی اوقات مرکزنشینان از های تک و ... سخن می گویند ولی نمی دانند در کنار این مطالب مهم و ضروری گاهی کشیدن یک جاده چند صد متری و حل یک مشکل ملموس و بغرنج مردم در همان شهرستان باعث ایجاد چه رضایت و احساس امیدی در دل مردم می شود ...
برداشت دوم : استقبال مردم در دور دوم سفرها
وقتی سفرهای استانی راه افتاد ، یکی از رفقای آنطرفی ما همیشه می گفت اگر دور دوم مردم همینطور پرشور به استقبال آمدند حساب است . در رسانه ها هم که یک وقفه ای بین سفرهای دور اول و دور دوم برای بررسی بهینه کردن آن افتاد مدام فریاد می زدند که احمدی نژاد از استقبال کم مردم می ترسد و ...
میزان استقبال مردم از دکتر را می گذارم بر عهده انصاف خواننده ولی بایست بگویم دکتر بر عکس همه از نمایشی شدن سفرها به شدت پرهیز دارد . در کل این سفرها و در طول این سالیان یکبار مثل روسای جمهور قبلی مراسم کلنگ زنی نداشته و فقط چهره او را در مراسمات افتتاح ها دیده ایم ، البته افتتاحی متفاوت با افتتاح فرودگاه امام خمینی که فقط هزینه مراسم 2 میلیارد باشد و دسته گلش چندین میلیون . این ها را گفتم که بگویم من چون صبح نبودم فقط از طریق رسانه ها متوجه میزان استقبال مردم شدم و متاسفانه نبودم که حاشیه هایش را بنویسم .
برداشت سوم : گیاهان دارویی ...
شب را به محل اسکان نرفتم ، شنیدم دکتر جلسات کارگروههای تخصصی کمیسیون ها را برگزار می کند . به استانداری رفتیم . دکتر با استاندار و فرمانداران و معاونت های تخصصی مربوطه بخشداریها و فرمانداریها و .. جلسه داشت . بی سر وصدا یک گوشه ای نشستم .
همه را با اسم می شناخت و از برخوردهایش معلوم بود، توانایی هر کدام از مسئولین استانی را به ریز می دانست . علاوه بر آمارها و گزارشهای عملکرد مشخص هر مدیر، هر کس به راحتی می توانست استعداد و توانایی خود را بروز دهد و از طرف بالاترین مقام اجرایی کشوردیده شود . مدیران استانی شور و انگیزه خوبی داشتند . سفرهای استانی به نوعی احترام به اندیشه و نظرات مسئولین یک استان نیز است .
در جلسات تخصصی یک چیزی کامل مشهود بود ، هیچ کسی نمی توانست کلی گویی کند .
یکی از مسئولین استان می گفت آقای دکتر اگر مقداری عنایت شود اینجا می تواند مرکز گیاهان دارویی دنیا شود و ...
دکتر گفت چه نوع گیاه دارویی ؟ مشخصات این گیاهانی که اینجا می تواند ... و ....سوالات رگباری دکتر ... بنده خدا با علامت سوال به اطراف نگاه می کرد تا یکی بهش تقلب برساند .اصلا اسم چند تا گیاه که می تواند تولید انبوه داشته باشد را بگو ؟....
همه خنده شان گرفته بود . دکتر گفت عزیزم حداقل چیزهایی که می خواهید طرح کنید مسلط باشید .... به کسی که مسلط است بگویید بیاید توضیح دهد ....
اطلاعات دکتر و وزرا در این جلسات راجع به معضلات هر بخش ، قابلیت ها و مسئولین هر قسمت و ... برای تصمیم گیری های کلان مدیران مرکزنشین ریز و میدانی می شود . خدا می داند این سلسله مراتب نظام بوروکراتیک تصمیم گیری برای یک شهرستان چه میزان کوتاه شده است .
تک تک معضلات هر بخش و روستا و شهرستان و ... و قابلیت ها و فرصت ها ی آنان که در استان کار کارشناسی لازم روی آن صورت گرفته و در تهران در جلسه با معاونت اجرایی و معاونت برنامه‌ریزی به تصویب رسیده ، در جلسات کمیسیون های تخصصی با حضور دکتر برای طرح در دولت نهایی می شود . یعنی یک طرح بایست چند خوان تخصصی را برای طرح در دولت بگذارند و مصوبات دولت در نهایت بسیار عملیاتی و در عین کلان نگری ناظر بر قابلیت ها و نیازهای ملموس و واقعی هر بخش می باشد .
برداشت چهارم : حافظه و دقت عجیب .....
فکر کنم ساعت 1 شب جلسات تمام شد . شب را در یکی از اتاقهای استانداری خوابیدم . راستی استانداری یک رنگی خورده بود . دکتر به محضی که وارد شد یک نگاهی کرد و گفت : آقای استاندار رنگ قبلی که خوب بود و تازه ، این هزینه های بیخود را بگذار کنار . استاندار گفت نه خیلی وقت است که رنگ کردیم . دکتر گفت از بوی رنگی که سالن را گرفته معلوم است ...
بعدا که به آنجا رفتم ، یک کم که دقت کردم واقعا بوی رنگ مشهود بود ، فقط یک مقدار بصیرت و حساسیت در صرف بیت المال می خواست . (البته این قسمت صبح اتفاق افتاده بود و من از دوستان شنیدم )
برداشت پنجم : حواشی دیدار با علما
صبح ساعت 6 صبح دیدار با علما بود . واقعا این همه بی خوابی برای دکتر خطرناک است و برای محافظان و اطرافیان کشنده 1 شب اتمام کار و 6 صبح شروع جلسه...
علما تک تک و گروهی آرام آرام وارد شدند . یک روحانی روشندلی توسط دو نفر به مجلس آورده شد . اصرار داشت که جایی بنشیند که روبه رویش ستونی ... چیزی نباشد . می گفت مرا درست روبه روی احمدی نژاد بنشانید . نمی دانم او که جایی را نمی دید چرا اصرار داشت بین دکتر و چشمان او واسطه ای نباشد . دکتر که صحبت ها را شروع کرد مدام بلند بلند می گفت ماشاءالله ماشاءالله .... دلش محمدی است . ماشاءالله ....جانم جانم ... خنده ام گرفته بود و تا آخر مراسم در نخ کلماتی بودم که این روحانی با شنیدن سخنان دکتر بلند بلند تکرار می کرد .
دکتر راجع به دعوت به امام و تبلیغ صحبت کرد .( نقل به مضمون )
 تبلیغ شیطانی به دنبال پر نمودن و تسخیر چشمهاست با رنگ با ظواهر با جلوه های ظاهری قدرت و ... اما تبلیغ الهی با دلهای انسانها ارتباط می گیرید برای ارتباط با دلها باید پیام و پیام رسان ویژگیهایی داشته باشند . بعد راجع به پیام رسان یک بیت شعری خواند که ذکر شبانه روز من شده است :
ذات نایافته از هستی بخش کی تواند که شود هستی بخش
امام خمینی عزیز چون عامل بود کوچکترین کلام معمولیش انسانها را متحول می کرد ...
انتهای صحبت های دکتر یک روحانی بلند شد و راجع به نفوذ وهابیت صحبت کرد . دکتر کلامش را قطع کرد و گفت اینجا جایش نیست .
روحانی روشندل رو به آن روحانی بلند گفت خراب کرد ، خراب کرد ....
هر دعوتی که به دعوت انسانها به سوی انسان کامل ختم نشود ، رها نمودن انسان در دام شیاطین است .
اتمام جلسه روحانیون به سمت دکتر هجوم آوردند .
 
برداشت ششم : نقطه ضعف دکتر
دیدارهای مردمی قسمت دوست داشتنی و شیرین کار، برای احمدی نژاد است . انرژی دوباره ای در چهره اش نمایان می شود . به رفقا می گویم علاقه به دیدار مردمی نقطه ضعف دکتر است .
مردم ایران خیلی دوست داشتنی هستند . در دیدارها یک چیز خیلی مشهود است ، شاید قریب به اتفاق مراجعین ، اول مشکل منطقه و استان و مشکل عمومی مردم را مطرح می کردند. گویی در مواجهه با دکترمشکل خودشان را از یاد می بردند . این از صفای ایرانی‌هاست که وقتی دستشان به جایی می‌رسد دیگران را بر خود مقدم می‌دارند . معمولا خود دکتر می پرسید برادر مشکل خودت چیست ؟ شاید نیمی از مردم درگوشی با دکتر صحبت کردند . محور صحبت هایشان با دکتر ، از نگاهشان به استاندار قابل حدس است . عملکرد استاندار و مسئولین استانی ....
جوانی حدودا 24 ساله گفت آقای دکتر اکثر مردم استان در لنج و کار حمل و نقل در دریا و ... مشغول هستند ، وضعیت ملوانان خیلی بد است . دکتر گفت چه کاری باید بکنیم ؟ جوان گفت مجوز ته لنجی را یک مقدار بیشتر کنید . ته لنجی میزان کالایی است که یک لنج می تواند از کشورهای حاشیه خلیج همیشه فارس با خود بدون پرداخت عوارض به همراه آورد . دکتر گفت با چه میزان مشکل یک نفر حل می شود و زندگی اش متحول می شود؟ جوان گفت با نفری 15 تا 20 هزار تومان .
دکتر به مسئولین گفت آمار لنج های خلیج فارس را بدهید ؟ آمار واردات از خلیج فارس این مقدار است . آمار تمام ملوانان را هم بدهید ؟ آمار .....
دکتر از وزراء و مسئولین چند عدد دیگر را پرسید و خودش هم کلی عدد را ضرب و تقسیم کرد و گفت با 15 هزار تومان مشکلی برای کشور به وجود نمی آید . گفت برو ان‌شاءالله مشکل را حل می کنیم . جوان بغض کرده بود ، رفت دست دکتر را ببوسد . دکتر بلندش کرد و گفت عزیز باشی و جوان را در بغل گرفت .
برداشت هفتم : بغضی از سر ارادت
ظرف خرمایی روی میز مقابل من بود . هر خبرنگاری رد می شد یکی بر می داشت و هسته اش را روی سینی مقابلم پرت می کرد . بنده خدایی گفت الان دکتر بهت گیر میده . گفتم نه بابا من که نخوردم بعدش هم در این شلوغی که دکتر حواسش به اینجا نیست .
ظهر شد و موقع نماز هر کاری کردند دکتر جلو نایستاد . نماز دوم که تمام شد ، دکتر برگشت و رو به من کرد و گفت بعضی از مردم اینجا محتاج یک دانه خرما هستند و گیر نمی آورند بخورند . بغضم گرفته بود و در دل خوشحال . خوشحال از این همه حساسیت و این همه حواس جمع . و بغضم گرفته بود که در آن دنیا از مسئولان چگونه حساب خواهند کشید که فرموده اند :
فی حلاله حساب و فی حرامه عقاب
برداشت هشتم : گناه بزرگ احمدی نژاد...
نماینده عده ای از دانشجویان و جوانان جلوی درب آمده بود و می گفت بچه ها می خواهند به یک نفر مطالبی را بگویند . قرار ساعت 14 شد . حدودا سی نفری بودند . از عملکرد مسئولین استان به شدت ناراضی بودند و مدام می گفتند استاندار ما احمدی نژادی نیست ، فرماندار ما احمدی نژادی نیست و فلان مدیرقبلا این کارها را کرده وضع زندگیش فلان و وضع تعامل و برخوردش با مردم فلان است و ...
می گفتند ما تمام حیثیت خود را در محل زندگیمان دادیم تا دکتر رای بیاورد ولی کسانی که ما را تمسخر می کردند بر سر کار هستند ....
گفتم دوستان بزرگترین اتفاقی که در کشور به یمن ایثار و استقامت شما افتاده همین جمله شماست که فلان مدیر ما احمدی نژادی نیست . یعنی امروز استانداردی به وجود آمده که همه استانداردهایی که برای ما می تراشیدند را از ذهن مردم خارج نموده است . وقتی می گوییم مدیر ما احمدی نژادی نیست یعنی :
می توان مدیر بود و ساده زیست بود و ما چنین مدیری را می خواهیم
می توان مدیر بود و فساد نکرد و ما چنین مدیری را می خواهیم
می توان مدیر بود و مردمی زندگی کرد و ما چنین مدیری را می خواهیم
زمانی می گفتند مدیر باید تامین باشد تا کار کند اگر فسادی کرد هزینه مدیریت است . یک مدیر باید دیسیپلین خود را حفظ کند و ...
شما امروز به دنبال یک مدیر ساده زیست ، مردمی ، ضد فساد، طرفدار محرومین و مردمی می گردید و این بزرگترین تحول در این کشور است . و بزرگترین گناه احمدی نژادخلق چنین استانداردی در ذهن شماست که بسیاری از مدعیان دیروز در آن نمی گنجند . و علت همه این دشمنی ها با او همین مطالبه ای است که شما دارید چون دیگر آنان نمی توانند در حکومت باشند و هر طور خواستند زندگی کنند.
اصولا از کلمات گشادی که همه با هر نوع عملکردی در آن جا می شوند از قبیل اصولگرایی و ... خیلی دل خوشی ندارم و لذا این جریانی که مردم به آن اقبال نشان داده‌اند را جریان احمدی‌‌نژادی همه جا اسم می‌برم نه اصولگرایی که هر آدم ....
جلسه خوبی بود و دوستان نگران اینکه برداشت دکتر از وضعیت استان اشتباه باشد و به قول معروف می گفتند مطمئن هستیم دکتر دور نمی خورد ولی می ترسیم مسئولین استان دکتر را دور زده باشند.
 برداشت نهم : ضریب مقاومت زمین...
جلسه هیئت دولت جلسه پرکار ، پر شور و بسیار جدیی بود . احمدی نژاد به هر میزان که یک چهره مردمی و پرعاطفه در میان مردم دارد در برابر مدیران بسیار قاطع و جدی است . در جلسات دولت خنده او را کمتر می توان دید . هر چند که خود گاهی به علت زمان زیاد جلسه برای رفع خستگی شوخی هایی متناسب می نمود . بیان نکات داخل جلسه و ریزه کاریها و تسلط دکتر خود یک کتاب جداگانه را می طلبد . فقط همین میزان بگویم که مثلا وقتی بحث راجع به مجوز ساخت در زمین های آزاد شده توسط ارگانهای نظامی شد دکتر ضریب مقاومت زمین در آن منطقه خاص را می دانست و وقتی گفت از روی کاغذ هم که نگاه کردند دکتر درست گفته بود .
طرح هایی که برای تنظیم آن ماهها کارشناسان استانی و مرکزی کشور زحمت کشیده بودند در جلسه به تصویب کل دولت می رسید و همه ارگانها و وزارتخانه ها موظف به انجام آن می شدند . جلسه از ساعت 14 تا 22 شب طول کشید .
ساعت 1 شب به تهران رسیدیم . تهران لبریز از برف بود . ماشینی تا انقلاب ما را آورد . خیابان سفید پوش کارگر جنوبی خلوت خلوت بود . از آنجا تا میدان لشگر پیاده در برفها می آمدم و می لرزیدم و به آینده نگری و بینش وسیع خودم در پوشیدن لباس کاموا و گرم غبطه می خوردم . تا اینکه یک ماشین پیدا شد . در دلم این چند روز گرمازدگی را مرور کردم و گفتم کاش می شد مانند دکتر در گرما و سرما با مردم همدرد بود.
برداشت آخر : کانالیزه شدن دکتر ؟
چند روز بعد وقتی دکتر را دیدم . پرسید از سفر چه خبر ؟ بعد از آنکه مطالب خواسته شده را گفتم پرسیدم برداشتتان از عملکرد مسئولین استان چیست ؟
گفت من از چندین کانال همیشه عملکرد مدیران را ارزیابی می کنم . استاندار آدم خوبی است و پرتلاش و زحمت کش است ولی مردم از او رضایت ندارند .
به یاد جملات دوستان افتادم که می گفتند : مطمئن هستیم دکتر دور نمی خورد و از چند کانال مطالب را پیگیری می کند .......

اگر چه حرف و حدیث‌های بسیاری در دفاع یا نقد مشی مردم‌گرایی دولت نهم وجود دارد اما واقعیت این است که این رفتار از ائمه معصومین (ع) همواره توصیه شده و از آرمان‌های انقلاب و امام راحل بوده است لیکن گاه حب و بغض‌های سیاسی یا منافع شخصی و جناحی باعث حاشیه‌ای شدن و حتی تخطئه و خدشه این ارزش‌ها می‌شود.

بارها توجه رئیس جمهور به نیازهای خرد و جزئی مردم به سخره گرفته شده است. اما به راستی چه چیزی از «کرامت انسان» و «ارزش‌های انسانی» بالاتر است. آیا جز این است که انقلاب اسلامی و اساساً هدف حکومت اسلامی بازگرداندن «کرامت» به انسان است.

حکایت توجه و اهمیت مسئولین به مردم در دولت احمدی‌نژاد آنچنان شیرین و دلنشین است که بازگویی و خواندن آن همچنانکه زنده کننده سیره ائمه معصومین (ع) است، وجدان‌های اسلامی و بیدار را نیز مشعوف می‌کند.

چگونه می‌توان ماجرای رسیدگی به مشکل یک پیرزن نحیف و فرتوت را بازگو کرد که همچون یک مشکل کلان مورد اهتمام رئیس جمهور و دو تن از مقامات عالی دولت قرار می‌گیرد و تا آنجا که برای حل و رفع آن از هیچ تلاشی فرو گذار نمی‌کنند.

در سفر دکتر احمدی‌نژاد به کیش که پنج‌شنبه گذشته انجام شد ایشان علیرغم زمان کوتاهی که برای سخنرانی در مراسم همایش خلیج فارس به این جزیره سفر کرده‌ بودند، طبق معمول از مسائل و مشکلات اهالی این جزیره غافل نشدند .

در مسیر سالن هنگامی که احمدی‌نژاد برای سخنرانی به طرف محل همایش خلیج فارس می‌رفت؛ پیرزنی از میان جمعیت تلاش می‌کند خودش را به دکتر احمدی‌نژاد برساند که به علت تراکم جمعیت نمی‌تواند به ایشان نزدیک شود. صاحب‌محمدی استاندار هرمزگان که متوجه او می‌شود به طرفش می‌آید و برای دیدن رئیس جمهور او را کمک می‌کند. احمدی‌نژاد پس از دیدن پیرزن کیشی به صلاحی - مشاور رئیس جمهور در امور مناطق آزاد تجاری- و استاندار هرمزگان دستور بررسی و حل مشکلش را می‌دهد.

این دو نفر نیز شماره تلفن و آدرس پیرزن را می‌گیرند تا پس از مراسم با او گفتگو کنند.

پس از مراسم، صلاحی و استاندار هرمزگان با شماره تلفنی که آن زن داده بود تماس می‌گیرند اما تلفن او خاموش بود. با توجه به اینکه آنها ساعت ۲ بعد از ظهر بایستی به محل کارشان در تهران و بندرعباس برمی‌گشتند، برای دیدن آن زن به جستجو در کوچه و پس کوچه‌های منطقه بومی کیش به راه می‌افتند اما او را نمی‌یابند. بنابراین سفرشان را لغو می‌کنند و به محل سازمان منطقه آزاد کیش برمی‌گردند و منتظرش می‌مانند. البته این زمان را مغتنم می‌شمرند و به بررسی مشکلات تعداد دیگری از اهالی کیش می‌پردازند. اهالی بومی جزیره که اهتمام این دو مسئول را می‌بینند، به جستجوی پیرزن راه می‌افتند تا اینکه حدود ۶ بعدازظهر او را به سازمان منطقه آزاد کیش می‌آورند. این دو مسئول پس از شنیدن مشکل او و حل آن، از او دلجویی می‌کنند.

به راستی حل مشکل یک پیرزن محرومیت کشیده چه نفعی برای احمدی‌نژاد و مسئولین دولت او داشت که چنین سر از پا نشناخته مشکل او را مورد توجه قرار می‌دهند.

آنها سفرشان را حدود ۶ ساعت به تعویق می‌اندازند تا به مشکل یک نفر از هموطنانشان صرف‌نظر از جزئی یا کلان بودن آن رسیدگی کنند. دولت نهم در فرهنگ مدیریتی کشور موجب تحولی شد که جز در سال‌های نخست انقلاب و دفاع مقدس کمتر دیده شده است و رفته رفته نه تنها فراموش بلکه به ضد ارزش تبدیل می‌شد.

منبع : پایگاه اطلاع رسانی دولت مهر

يکشنبه بیستم 2 1388
X