دسته
برندگان دومین رقابت وبلاگ نویسان تبیانی
لينكدوني
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 292812
تعداد نوشته ها : 773
تعداد نظرات : 134
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان
نگاهی به فعالیت احزاب در ایران
احزاب ایران غیرحرفه‌ای رفتار می‌کنند
جام جم آنلاین: به طور معمول در هر کشوری از زمان آغاز انتخابات تا پایان آن عوامل بسیاری در شکل گیری و نتیجه‌اش نقش خواهند داشت؛ اما آنچه این روزها بیش از دیگر پارامترها مورد بررسی قرار می‌گیرد، توجه به تاثیر حضور بموقع و موثر احزاب است.

در واقع امروزه تحقق حکومت مردم بر مردم بدون احزاب سازمان یافته ، قانونی و البته موثر قابل تصور نخواهد بود و با دستیابی به این مهم است که مردم می‌توانند از امکان نظارت بر حکومتشان در کنار مجلس و دیگر نهادها برخوردار باشند.

این نیازبه قدری آشکار است که در اولین روزهای پیروزی انقلاب اسلامی بسرعت به آن پرداخته شد و در تاریخ انقلاب هم آمده که تاکید بر حزبی بودن از سوی برخی بزرگان از جمله شهید آیت الله دکتر بهشتی و تاسیس حزب جمهوری اسلامی از مواردی است که نشان می‌دهد نیاز به حزب برای دستیابی به یک جامعه دموکرات غیر قابل انکار است.

اشکال در قوانین حزبی

اما با این حال، آنچه در دیگر کشورها از احزاب انتظار می‌رود، در ایران وجود ندارد. حتی قانون مربوط که به طور شفاف درباره فعالیت حزب در کشورصحبت کرده است، باز به گونه‌ای تنظیم نشده که برای نماینده مجلس یا رئیس جمهور اجبار کند تا از سابقه حزبی برخوردار باشد. این مساله زمان معرفی کاندیداها، مردم را سردرگم می‌کند، زیرا در کشورهایی که حزب به معنی واقعی وجود دارد و کاندیداها مشخص می‌شوند، برنامه‌ها و حتی ترکیب اعضا را به مردم معرفی می‌کنند.

همه چیز برای مردم شفاف و واضح است و آنان بخوبی می‌دانند که به چه کسانی و چه برنامه‌هایی قرار است رای دهند و خود چگونه برای آینده‌شان با روی کار آمدن هر یک از نامزدها برنامه‌ریزی کنند زیرا از آنجا که بخش زیادی ازمنافع مادی حزب با پول مردم عجین شده است برای باقی ماندن و کسب و حفظ قدرت سیاسی و اقتصادی در برنامه‌ها نیاز آنان را هم مدنظر قرار می‌دهند.

اما در ایران همان طور که اشاره شد داستان فرق می‌کند. نامزدها شخصی معرفی می‌شوند و سعی‌شان بر آن است تا حتی اگر توسط طیفی در جامعه مورد حمایت قرار می‌گیرند آن را انکار کنند و در ارتباط با عدم وابستگی به حزب و مستقل عمل کردن با افتخار صحبت به میان آورند، گرچه این مساله ضعف به حساب نمی‌آید، اما بهتر آن است که غیر از این باشد.

از سوی دیگر، مردم نمی‌دانند که قرار است با روی کار آمدن چنین افرادی چه اتفاق جدیدی بیفتد و در آینده چه میزان از برنامه‌های وعده داده شده عملی می‌شود و در صورت اجرایی نشدن به کجا مراجعه و چگونه گله کنند پس به طور معمول بخصوص در زمینه اقتصادی، کشور از چند روز قبل از انتخابات و چند روز پس از آن با رکود مواجه می‌شود و استدلال حرکت فوق هم این است که منتظر اولین شروع پس از اعلام نتیجه انتخابات و معرفی مدیران جدید هستند.

عدم الزام در پاسخگویی

بحث دیگر درمساله فوق این است که حمایت احزاب از کاندیدای خود بویژه در زمان حضور در عرصه قدرت به همان دلایلی که در بالا ذکر شد پاسخگویی را الزام آور می‌کند. از این نظر می‌توان گفت کاندیدای حزبی نسبت به مستقل دارای اولویت است.

البته باید اشاره شود یکی دیگر از مشکلات انتخابات در کشور ما نصفه نیمه رفتار کردن قواعد از سوی خود احزاب است یعنی الان که در حال و هوای انتخابات ریاست جمهوری دهم قرار داریم شاهد هستیم کاندیداهایی از جبهه اصلاح طلب و اصولگرا (2 طیف مطرح سیاسی در کشور) به میدان وارد شده‌اند و اعلام آمادگی کرده‌اند ولی این مساله نه تنها به مردم کمکی نکرده بلکه بیشتر برایشان مشکل به وجود آورده است و این مساله هیچ دلیلی ندارد جز این‌که مشاهده می‌شود از یک نوع فکر در جامعه دو یا چند کاندیدا معرفی می‌شود و به تبلیغ می‌پردازد، بنابراین خود احزاب به مردم می‌گویند که به یک نفر نمی‌توانند اعتماد کنند پس این گونه آنان را تشویق می‌کنند به این‌که برای انداختن آرا در صندوق‌های انتخاباتی به سراغ افراد بروند و به احزاب توجهی نداشته باشند.

تولد احزاب فصلی

یکی دیگر از مواردی که جا دارد به آن اشاره شود، تولد احزاب فصلی در کشور است به طور معمول این گونه است که احزاب بعد از انتخابات به کما می‌روند و دقیقا موقع انتخابات دوباره فعال می‌شوند، در صورتی که این رویه درست نیست، احزاب باید مواضع خود را به صورت صریح و شفاف بیان کنند و در طول سال به صورت کامل به فعالیت بپردازند تا مردم بتوانند راحت تر با آنها رابطه برقرار و نظراتشان را منتقل کنند (در واقع احزاب باید رابط بین مردم و دولتمردان باشند.)

همین مساله باعث می‌شود یک شبه مردم بعضا شاهد تولد احزابی باشند که تا پیش از انتخابات هیچ اثری نه از عملکرد شان بوده و نه نامی از آنها به گوش رسیده است که اصطلاحا به آنها احزاب فصلی گفته می‌شود.

شاید یکی از دلایلی که باعث می‌شود تا کشور ما دارای حزب‌های فصلی باشد این است که حزب برای ما تنها در چارچوب کار ویژه انتخاباتی ظاهر می‌شود و عموما بعد از پیروزی یا شکست در رقابت‌ها تا دور بعدی انتخابات به خواب می‌رود.

گروهی که پیروز از میدان بیرون می‌آید، به نظر می‌رسد احساس نیاز به حضور مردم و نهادینه کردن آن را از دست داده یا بسیار فروکش می‌کند و شکست خوردگان نیز در این رقابت‌ها بدون بازنگری در رفتار خود و بررسی علل عدم اقبال مردم نسبت به آنها، همانند گذشته قدرتمندانه رفتار می‌کنند و به این ترتیب جریان سیاست تا دور بعدی انتخابات به حرکت‌های پشت پرده و ناشفاف بر می‌گردد. بنابراین باز هم قابل درک است که هنوز کارکرد و جایگاه حزب‌های سیاسی در نظام حزبی ما مشخص نشده است.

با این حساب جواب این پرسش که به کدام دلیل احزاب در انتخابات موفق نمی‌شوند و آن گونه که تصور می‌شود به نتیجه دست نمی‌یابند، کاملا آشکار است. احزاب به صورت حرفه‌ای وارد میدان نمی‌شوند پس حرفه‌ای هم نمی‌توانند مردم را بسیج کنند.

علاوه بر این کاراندکی را هم که انجام می‌دهند تنها در شهرهای بزرگ می‌تواند تاثیر گذار باشد و هنوز در شهرستان‌های کوچک انتخابات متاثر از شرایط بومی و محلی است و عملا حزب در آنجا وجود خارجی ندارد یا اگر هم دارد شناخته شده نیست و مردم هیچ احساس نیازی به آن نمی‌کنندو در جاهایی هم حتی وجودش را عامل سلب آرامش می‌دانند.

تحقیقات مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی نشان می‌دهد نظام انتخاباتی ایران به عنوان عامل فنی، یکی از مهم ترین عوامل پیدایش احزاب فصلی، موقتی و شخصیت محور در نظام جمهوری اسلامی است. از این رو لازم است با طراحی ساز و کار‌هایی همچون در اختیار قرار دادن ابزارهای تبلیغاتی و کمک‌های مالی به نامزدهای احزاب در انتخابات ریاست جمهوری زمینه‌ها و شرایط مساعدتری برای ظهور احزاب پایدار فراهم شود و در واقع با ایجاد این سازو کارهاست که می‌توان انتظار داشت تا مکانیسم مستقیم، امتیازات را برای ظهور احزاب به دنبال داشته باشد.

واضح است که احزاب در نظام سیاسی زمانی شکل می‌گیرند که نقشی برای آنها در تشکیل دولت فراهم شود و این مساله زمانی امکان دارد که رقابت گروهی و فعالیت دسته جمعی، لازمه کسب قدرت و تشکیل دولت باشد و چنین چیزی در مکانیسم مستقیم امکان تحقق ندارد، چرا که قواعد انتخاباتی تشکیل دولت را مستقیم به توده مردم واگذار کرده است و آنها نیز این حق را به هر نامزدی که موافقتشان را در انتخابات جلب کند، داده‌اند.

پس این فرد است که گروهی همفکر را به عنوان کارگزاران سیاسی در مسیر مورد اشاره و اجرای سیاست‌های خود به وجود می‌آورد. اما زمانی که شرط تشکیل دولت، کسب موافقت اکثریت هیات برگزیده از سوی مردم باشد، پس این اکثریت هیات برگزیده هستند که فردی را مامور تشکیل دولت می‌کنند، از این رو نامزدهای خواهان کسب قدرت مجبور به فعالیت گروهی و حزبی برای کسب اکثریت اعضای هیات برگزیده با تشکیل دولت می‌شوند. در واقع شرط کسب موافقت آرای اکثریت و هیات برگزیده، همچون ساختاری عمل می‌کند که خود به خود موجب ظهور احزاب در مبارزات انتخاباتی می‌شود.

احزاب کادری در ایران

علاوه بر موارد فوق باید اضافه کرد که احزاب در ایران تاکنون از نوع کادری بوده اند تا فراگیر. یعنی تنها نخبگان همفکر گرد هم آمده و اعلام موجودیت کرده‌اند. بنابراین لازم است احزاب کادری، دامنه فعالیت خود را گسترش دهند تا تبدیل به حزب فراگیر شوند. از این رو حزب‌های فراگیر در ایجاد یک جریان قوی اجتماعی، کارگزاری نوسازی، مقاومت در برابر قدرت دولتی، آموزش وسیع سیاسی و ثبات آن می‌توانند موثرواقع شوند.

از سوی دیگر رفع این نقیصه می‌تواند در درون خود، به شفاف شدن عرصه سیاست در ایران یاری رساند وبا ایجاد حس اعتماد در مردم، میزان مشارکت را در سطح وسیع و بالا حفظ کند. در این صورت، بدیهی است حزب‌هایی که مطرح می‌شوند، در صورت بی اعتنایی به خواست مردم و واقعیت‌های اجتماعی در حاشیه قرار می‌گیرند. به عبارتی دیگرقدم هایشان یا از مردم جلوتر یا عقب‌تر خواهد افتاد و بحث مهم این است کمتر پیش می‌آید همقدم باشند و گام به گام با مردم حرکت کنند.

با مطالعه در نظام‌های چند حزبی به این امر می‌توان دست یافت تنها احزابی توانایی پیدا می‌کنند در انتخابات، کاندیدای مورد نظر خود را معرفی کنند که حداقل درصد معلومی از اعضا را داشته یا از حمایت بخشی از افکار عمومی برخوردار باشند.

در واقع، میزان وزن اجتماعی حزب‌ها، تعیین‌کننده میزان نفوذ آنها در قدرت سیاسی است. این مساله کمتر در کشورما مورد بحث و بررسی قرار گرفته است بنابراین به نظر می‌رسد در آستانه نهمین انتخابات ریاست جمهوری تفکر به این موارد و اندیشیدن به آن گرچه دیر است، اما دور از فایده نیست و می‌تواند بهانه‌ای باشد تا برای انتخابات بعدی قدمی برای نزدیکی به آن برداشته شود.

البته معنی جملات فوق این نیست که انتخابات‌های گذشته اشتباه بوده بلکه مساله این است که این انتخابات‌ها می‌توانست بهتر باشد، زیرا تلاش در راستای فعالیت‌های حزبی در چارچوب قانون، می‌تواند وضعیت را بهبود بخشد و شرایط بهتری را فراهم آورد.

مژگان فرجی

 

دوشنبه هجدهم 3 1388
گروه سیاسی: 18 روز مانده به انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری، آرایش سیاسی جدید در کشور تقریبا کامل شده است، هرچند که جامعه روحانیت مبارز به عنوان یک تشکل سیاسی مطرح و تاثیرگذار در فضای سیاسی کشور رسما از هیچ کاندیدایی حمایت نکرده است، اگرچه دبیرکل آن دیروز حمایت خود را از احمدی‌نژاد اعلام کرد.

سایر تشکل‌های اصولگرا و اصلاح‌طلب تا پیش از آغاز زمان تبلیغات انتخابات ریاست‌جمهوری، مواضع خود را در حمایت از کاندیداها مشخص کرده‌اند. تعدادی از احمدی‌نژاد، شماری از احزاب از میرحسین موسوی و البته اندک احزابی از کروبی و رضایی اعلام حمایت کرده‌اند که از میان 2 کاندیدای آخر یعنی کروبی و رضایی، کروبی با توجه به این که از مدت‌ها قبل حزب خود یعنی اعتماد ملی را تشکیل داده، با شناسنامه حزب خود در این انتخابات شرکت کرده و البته حمایت قسمتی از حزب کارگزاران سازندگی را نیز به همراه دارد.

اعلام حمایت مهدوی‌کنی از احمدی‌نژاد

روز گذشته آیت‌الله مهدوی‌کنی، دبیرکل جامعه روحانیت مبارز در مصاحبه‌ای که در سایت این حزب منتشر شد، حمایت خود را از محمود احمدی‌نژاد اعلام کرد. وی در عین حال با اشاره به سازوکار تصمیم‌گیری در جامعه روحانیت مبارز گفت: در جامعه روحانیت، با رای دوسوم اعضای حاضر، ‌موضوعات به تصویب می‌رسد اما در جلسه‌ای که برای حمایت از کاندیداتوری محمود احمدی‌نژاد برگزار شد، با وجود به دست آوردن اکثریت، به حدنصاب لازم یعنی دوسوم آرا نرسیدیم.

وی افزود: اقلیتی هم که 3 رای کمتر از اکثریت داشت،‌ نظرشان بر سکوت بود و این به معنی نفی احمدی‌نژاد نبود بلکه نظرشان این بود که جامعه روحانیت مبارز در این موضوع سکوت کند.

فراکسیون اصولگرایان مجلس نیز که از مدت‌ها قبل در خصوص اعلام حمایت رسمی از کاندیداتوری احمدی‌نژاد اختلاف داشتند، روز گذشته با رای اکثریت این مساله را تصویب کرد.

به گزارش پارلمان‌نیوز، در رای‌گیری فراکسیون اصولگرایان 80 نفر موافق و 75 نفر مخالف صدور بیانیه در حمایت از احمدی‌نژاد بودند که بر این اساس، مصوب شد فراکسیون اصولگرایان از کاندیداتوری احمدی‌نژاد حمایت کند.

احزاب حامی احمدی‌نژاد

در میان دیگر تشکل‌های اصولگرا و اصلاح‌طلب، وضع به گونه‌ای است که تقریبا تمام تشکل‌های مطرح و تاثیرگذار، موضع قطعی خود در حمایت از کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری را اعلام کرده‌اند که البته بیشتر این حمایت‌ها حول 2 کاندیدا یعنی میرحسین موسوی و محمود احمدی‌نژاد می‌چرخد. جبهه پیروان خط امام و رهبری از مهم‌ترین تشکل‌های اصولگراست که اوایل اردیبهشت ماه موضع رسمی خود را اعلام کرد.

این جبهه که با 14 تشکل زیرمجموعه آن، در انتخابات ریاست جمهوری نهم از کاندیداتوری علی لاریجانی حمایت می‌کرد، در این دوره به حمایت از محمود احمدی‌نژاد برخاسته است.

حمایت یا عدم حمایت جریانات سیاسی از یک فرد نمی‌تواند به طور قطع نقطه قوت یا ضعف یک نامزد محسوب شود

حزب مؤتلفه اسلامی، جامعه اسلامی مهندسین، جامعه زینب، جامعه اسلامی کارگران، جامعه اسلامی فرهنگیان، جامعه اسلامی ورزشکاران، انجمن اسلامی پزشکان، کانون اسلامی شبه‌قاره هند، جامعه پیروان زینب، جامعه اسلامی نمایندگان ادوار مجلس، اتحادیه انجمن‌های اسلامی بازار و اصناف، جامعه اسلامی دانشجویان و جامعه اسلامی دانشگاهیان 14 تشکلی هستند که در جبهه پیروان خط امام و رهبری به دبیرکلی حبیب‌الله عسگراولادی عضویت دارند.

جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی به دبیرکلی حسین فدایی، دیگر تشکل مطرح اصولگراست که از کاندیداتوری محمود احمدی‌نژاد حمایت کرده است. جمعیت ایثارگران در انتخابات دور قبل، از کاندیداتوری محمدباقر قالیباف، شهردار فعلی تهران حمایت می‌کرد.

چه احزابی حامی میرحسین هستند

در میان احزاب و گروه‌های اصلاح‌طلب، مجمع روحانیون مبارز پیش از اعلام کاندیداتوری میرحسین موسوی از سیدمحمد خاتمی حمایت کرده بود، اما پس از آن‌که خاتمی به نفع موسوی از عرصه رقابت‌های انتخاباتی کنار رفت این حزب موسوی را به عنوان کاندیدای خود اعلام کرد.

حزب مشارکت ایران اسلامی به دبیرکلی محسن میردامادی و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی به دبیرکلی محمد سلامتی از دیگر احزاب اصلاح‌طلب حامی میرحسین موسوی هستند. مصطفی معین، کاندیدای مورد حمایت این دو حزب در انتخابات ریاست جمهوری نهم بود.

حزب کارگزاران سازندگی نیز از کاندیداتوری میرحسین موسوی حمایت کرده است، اما آنچه این حزب را از دیگر حامیان میرحسین متمایز می‌کند، این است که غلامحسین کرباسچی دبیرکل این حزب از حامیان مهدی کروبی است و حتی دبیرکل حزب اعتماد ملی اعلام کرده است که در صورت پیروزی، کرباسچی را معاون اول خود قرار خواهد داد. حزب کارگزاران سازندگی از احزاب نزدیک به هاشمی رفسنجانی است و در انتخابات ریاست جمهوی نهم نیز از کاندیداتوری او حمایت می‌کرد.

حزب اعتدال و توسعه به دبیرکلی محمدباقر نوبخت از دیگر احزاب نزدیک به هاشمی رفسنجانی است که در این انتخابات از میرحسین موسوی حمایت می‌کند. مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم به دبیرکلی موسوی تبریزی، حزب مردم‌سالاری،حزب همبستگی ایران اسلامی، حزب اسلامی کار، حزب آزادی، خانه کارگر، مجمع نمایندگان ادوار مختلف مجلس شورای اسلامی، مجمع نیروهای خط امام ، آبادگران جهادی، جمعیت زنان انقلاب اسلامی و جمعیت زنان نواندیش از دیگر احزاب حامی میرحسین موسوی در انتخابات ریاست جمهوری دهم هستند.

کروبی و حمایت‌های محدود حزبی

مهدی کروبی که در انتخابات نهم، از حمایت حزبی برخوردار نبود، پس از آن‌که اصلاح طلبان در این دوره به حمایت از میرحسین موسوی پرداختند، دریافت که در این دوره از انتخابات نیز نباید آنچنان روی حمایت احزاب حساب کند. از همین رو دبیرکل حزب اعتماد ملی در این دوره، در حالی‌که کمتر حزب اصلاح‌طلبی از او حمایت کرده است به سمت جذب چهره‌های شاخص اصلاح‌طلب رفته است تا با کمک این شخصیت‌ها، نبود حمایت احزاب را جبران کند. اگرچه در این دوره حزب اعتماد ملی با قاطعیت، کروبی را به عنوان کاندیدای خود در انتخابات ریاست جمهوری معرفی کرد. سازمان دانش‌آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم وحدت) از دیگر احزاب اصلاح‌طلب حامی مهدی کروبی است.

رضایی و احزاب حمایت‌کننده‌اش

در همین حال حزب توسعه و عدالت ایران اسلامی که عبدالحسین روح‌الامینی دبیرکلی آن را بر عهده دارد، حزبی اصولگراست و از کاندیداتوری محسن رضایی حمایت می‌کند.

همچنین جبهه وفاق ملی، جمعیت حامیان ولا‌یت، جمعیت آبادگران جوان، حزب سبز ایران، حزب ایثارگران انقلا‌ب اسلا‌می، حزب نیک‌اندیشان ایران اسلا‌می، ائتلا‌ف بزرگ زاگرس، انجمن معلولا‌ن ایران، جمعیت دفاع از انقلا‌ب اسلا‌می ایران، حزب فضیلت ایران اسلا‌می، جمعیت زنان مسلمان، جمعیت زنان پیرو حضرت زهرا(س)، جامعه اسلا‌می زنان و جمعیت فاطمیون از دیگر احزابی هستند که از محسن رضایی حمایت کرده‌اند.

در مجموع اگرچه حمایت احزاب مختلف از کاندیداها بتواند در پیش‌بینی دولت هر یک از کاندیداها موثر باشد، اما با نگاهی به ادوار مختلف انتخابات ریاست جمهوری، می‌توان چنین نتیجه گرفت که کمیت احزاب حامی یک کاندیدا لزوما با پیروزی او رابطه مستقیم ندارد.

نمونه چنین امری در نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری به چشم می‌خورد. محمود احمدی‌نژاد که تقریبا از حمایت هیچ یک از احزاب و جریانات سیاسی برخوردار نبود، در مقابل هاشمی رفسنجانی که طیف وسیعی از اصلاح‌طلبان و حتی اصولگرایان از او حمایت می‌کردند و همچنین علی لاریجانی که وزنه‌ای در جمع اصولگرایان بوده و هست، توانست اکثریت آرای عمومی را کسب کند. این مهم نشان می‌دهد برخلاف انتخابات شوراها یا مجلس شورای اسلامی که معمولا مردم به لیست احزاب رای می‌دهند، در انتخابات ریاست جمهوری مردم به فرد رای می‌دهند نه حزب؛ بنابراین حمایت یا عدم حمایت جریانات سیاسی از یک فرد نمی‌تواند به طور قطع نقطه قوت یا ضعف یک نامزد محسوب شود.

منبع : جام جم آنلاین

 

سه شنبه پنجم 3 1388
X