دسته
برندگان دومین رقابت وبلاگ نویسان تبیانی
لينكدوني
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 292768
تعداد نوشته ها : 773
تعداد نظرات : 134
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان
شاید در نگاه اول عنوان و تیتر این مطلب کمی نسبت به مطالب این وبلاگ بدون ارتباط به نظر برسد اما اگر اینطور به قضیه نگاه کنیم  که هر کس حق تعیین سرنوشت خودش را داراست  و در نتیجه حق انتخاب.پس کودکان نیز جدا از این نگاه نیستند اما حال که کودکان به دلیل اقتضای سن و درک سیاسی در انتخاب به طور مستقیم شرکت نمی کنند لااقل می توانند گزینه ای باشند (ودر واقع گزینه ای بسیار مهم) برای سنجش نامزدهای انتخابات.به چه صورت ؟ خوب اگر ما زندگی می کنیم برای ساختن دنیایی بهتر مطمئنا این دنیا را تا ابد برای خود نمی خواهیم و این کودکان ما هستند که در آینده آنچه ساخته ایم و یا خراب نموده ایم را از ما به میراث خواهند برد.در نتیجه با توجه به اینکه هر کاندیدا چه اهداف  ، برنامه و دیدگاهی نسبت به آینده کودکان ما دارد خود می تواند ملاک مهمی در بررسی گزینه اصلح باشد. 

در این چند سطر سعی می کنم این ملاکها را از منظر کودکان مبتلا به سرطان بیان کنم:

 

پس          موضوع انشا:

 

یک رییس جمهور خوب باید ...

 

بچه هارو دوست داشته باشه
از خندشون خوشحال بشه و از گریشون غمگین بشه
به فکر سلامت بچه ها باشه .کاری کنه که اونا کمتر مریض بشن .
نذاره آدم بزرگایی که فقط به فکر پول درآوردنن با کاراشون بچه هارو مریض کنن.

با ریختن فاضلاب کارخونه هاشون تو رودخونه ها. با از بین بردن محیط زیست.با آلوده کردن هوا و...
رییس جمهور خوب باید از حق بچه ها دفاع کنه. از آدم بزرگای زورگو نترسه.باید آنقد زورش زیاد باشه که هرکسی خواست مارو اذیت کنه نذاره.

اگه رییس شرکت بابام پول بابامو نداد ازش بگیره.

اگه وقتی حالم بد می شه و باید از اون  آمپولا که خیلی گرونن بزنم نزاره مامانم گوشواره هاشو  یا تلویزیون و چیزای دیگه رو بفروشه.

من نمی دونم بازخرید یعنی چی ولی میدونم اگه بابام خودشو بازخرید کنه با پولی که پیش صاحبخونه داریم و با پول سهم مامان از  فروختن خونه آقاجون  و وام بابام اگه درست بشه میشه منو عمل کنن.بابام میگه ۵۰ میلیون خیلی زیاده. اما من دلم نمی خواد بابا خودشو بازخرید کنه چون مامان بعداز این حرفا همش گریه می کنه.رییس جمهور نباید بزاره مامانم دیگه گریه کنه.باید به بانکا بگه به بابای منم مثل  رییس شرکت بابام وام بدن . تازه مامان میگه ما که ۲۰ میلیارد نمیخوایم.فقط به اندازه عمل من.

بابام می گه رییس جمهور کسیه که مثل بابای همه مردمه پس بابا نباید بین بچه هاش فرق بزاره..منم مثل بچه هایی که سالمن و موهاشون بلنده دوست داشته باشه اینجاتابستونا هوا خیلی گرمه اما ما فقط یه کولر داریم که خیلی قدیمیه و همسایمون بهمون داده.تازه بابا میگه اگه زیاد برق مصرف کنیم اداره برق تصاعدی پول می گیره.یعنی خیلی پول می گیره .رییس جمهور باید به اداره برق بگه اینجا هوا خیلی گرمه.از ما زیاد پول نگیرن که بتونیم کولر روشن کنیم. به ادره آبم بگه آب اینجا گل داره ما هم پول نداریم از اون دستگاهاکه بعضیا می خرن که آبو تمییز می کنه بخریم. 

رییس جمهور باید به اون دکترا بگه اگه بابام گفت پول دواهارو نداره اما بعدا میاره دروغ نمی گه. بابام هیچ وقت دروغ نمیگه حتی اون روز که قرار بود برام عروسک سارا و دارا رو بخره من می دونم چون پول دواهام زیاد شد نخرید. وگرنه اون هیچ وقت دروغ نمی گه.

رییس جمهور  باید به پرستارا بگه وقتی آمپولو تو سر بچه ها می زنن یواش بزنن به من تا حالا نزدن چون هنوز روی بدنم جا هست ولی عسل دیگه بدنش جایی برای آمپول نداره آخه بدنش خیلی کوچولوه اون روز که تو سرش آمپول می زدن خیلی گریه میکرد.آقای رییس جمهور تو رو به خدا به پرستارا بگین من نمیخوام تو سرم آمپول بزنن چون به خدا خیلی درد داره...


تمام

آقا اجازه  این دست خط مامانمه . من چون آنژوکت دستمه نمی تونم بنویسم .من گفتم مامانم نوشت.اما به خدا همش رو خودم گفتم.الان مامانم داره گریه می کنه.برای همین دیگه چیزی نمی گم...

------------------------------

 دوستان لطف می کنند اگر این مطلب رو با ذکر منبع:

http://shafajooyan.blogfa.com/

به  سمع و نظر  دیگران  نیز برسانند.

به امید اینکه هر کسی که انتخاب می شود نتیجه اش کاهش آلام این کودکان باشد

یا حق

X